پایان راه همینجاست
پایان راه همینجاستپایان وبلاگ تنهایی حامد همینجاست
خوبی بدی دیدید حلال کنید
خیلی ساده میگم
خداحافظ...
برچسبها:
پایان راه همینجاست
[ جمعه هجدهم فروردین 1391 ] [ 22:6 ] [ حامد ]
[
]
نظر شما درمورد تنهایی ؟
میخوام همه دوستان نظرشونو در مورد تنهایی بگن
هر چی در مورد تنهایی میدونن
برچسبها:
نظر شما درمورد تنهایی
[ یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 ] [ 10:39 ] [ حامد ]
[
]
یه سال دیگه هم گذشت...
یه سال دیگه هم گذشت ولی بدون هیچ برنامه ایسال جدید اومد ومن همون آدم قبلی
آدما با شروع سال جدید خودشونو عوض میکنن ولی من...
نمیدونم چرا احساس نا امیدی میکنم
انگار دنیا برام تموم شده
خیلی خسته ام
فقط گذشت زمان میتونه همه چیزو حل کنه
خدا جون صدامو میشنوی کمکم کن
برچسبها:
یه سال دیگه هم گذشت
[ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 12:11 ] [ حامد ]
[
]
تقدیم به دوستان گلم
تقدیم به آنکسی که
آفتاب مهرش در آستان قلبم
همچنان پابرجاست
و هرگز غروب نخواهد کرد

برچسبها:
تقدیم به دوستان گلم
[ یکشنبه هفتم اسفند 1390 ] [ 21:14 ] [ حامد ]
[
]
دنیای عجیبیه
دنیای عجیبیه یه روز شادی و خوشحال یه روز ناراحت و غمگینیه روز میخوای همه دنیا مال تو باشه
یه روز از همه نفرت داری نمیخوای هیچ کسو ببینی
نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت
سردرگمی سخته خدا یا کمکم کن
کمکم کن تا بتونم راهمو ادامه بدم
برچسبها:
دنیای عجیبیه
[ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ] [ 0:10 ] [ حامد ]
[
]
تا اطلاع ثانوی تعطیل شد
رفتم
نخواستی که بمونم
صدایم نکردی
نگفتی : نرو، برگرد!!
و من رفتم!
رفتم به سوی تنهایی
خیلی حرفا برای گفتن داشتم ولی...
برچسبها:
تا اطلاع ثانوی تعطیل شد
[ شنبه بیست و دوم بهمن 1390 ] [ 11:37 ] [ حامد ]
[
]
دنیای این روزای من
دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده
اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده
دنیای این روزای من درگیر تنهایی شدهتنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده
برچسبها:
دنیای این روزای من
[ دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ] [ 22:46 ] [ حامد ]
[
]
چه راحت دل میشکنیم
دل میشکنیم ، می سوزونیماصلا مهم نیست واسمون
اما تا ما رو میشکنن
می نالیم از دست زمون
برچسبها:
چه راحت دل میشکنیم
[ یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ] [ 2:5 ] [ حامد ]
[
]
احساس پاک
در غریبانه ترین لحظه ی تنهایی خود ، چشمهایم را که در آن دریایی از محبت موج
میزند به تو خواهم بخشید ، تا هیچ گاه به پاکی احساسم شک نکنی

برچسبها:
احساس پاک
[ شنبه پانزدهم بهمن 1390 ] [ 21:40 ] [ حامد ]
[
]
روز مرگم
روز مرگم هرکه شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مست و خراب از می انگور کنید
مرد غسال مرا سیر شرابش بدهید
مست مست از همه جا حال خرابش بدهید
بر مزارم مگذارید بیاید واعظ
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
جای تلقین به بالای سرم دف بزنید
شاهدک رقص کند، جمله شما کف بزنید
روز مرگم وسط سینه ی من چاک زنید
اندرون دل من یک قلم تاک زنید
روی قبرم بنویسید:
وفادار برفتآن دل سوخته، خسته ازین دار برفت...

برچسبها:
روز مرگم
[ دوشنبه دهم بهمن 1390 ] [ 2:51 ] [ حامد ]
[
]
دلم گرفته
دلم گرفته...
دلم عجیب گرفته است...
چرا گرفته دلت ؟ چرا؟
مثل اینکه تنهایی...
چقدر هم تنها...
دچار یعنی عاشق...
وفکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچکدچار آبی دریای بی کران باشد...

برچسبها:
دلم گرفته
[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 15:34 ] [ حامد ]
[
]
تقدیر من
گاه خندیدم وگاه گریستم
باور کرده ام هر که تقدیری دارد
تقدیر من هم همینه
که در تنهایی بسوزمدر این تنهایی که هیچ کس به یادم نیست
باید انتظار مرگ را بکشم

برچسبها:
تقدیر من
[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 6:26 ] [ حامد ]
[
]
خیانت
بیشتر از آنچه تصور کنی خیانت دیده ام
وبیشتر ار آنکه باور کنی دلم را شکسته اند
اما تو نه خیانت کردی و نه دلم را شکستی
تو جگرم را آتش زدی
زبانم می گوید به امید روزی که
روزگارت سیاه تر از پر کلاغ
تیره تر از غروب
وغمگین تر از دم جدایی باشد
اما دلم می گوید به امید روزی که
آشیانت بالاتر از آشیان عقاب
چشم انداز نگاهت زیباتر از بهشت
بر لبانت لبخند
وصد هزار پری کنیزت باشند...

برچسبها:
خیانت
[ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 1:26 ] [ حامد ]
[
]
سفره خالی
یاد دارم در غروبی سرد سرد
می گذشت از کوچه ما دوره گرد
داد میزد: کهنه قالی میخرم
دسته دوم جنس عالی میخرم
کاسه وظرف سفالی میخرم
گر نداری کوزه خالی میخرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید بغضش شکست
اول ماه است ونان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت آقا سفره خالی میخرید؟
برچسبها:
سفره خالی
[ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 9:45 ] [ حامد ]
[
]
محبت
دیگران را دوست داشته باشید
منتظر نباشید
که اول آن ها شما رو دوست بدارند
دوستتون دارم
برچسبها:
محبت
[ جمعه شانزدهم دی 1390 ] [ 17:26 ] [ حامد ]
[
]
به یادتم
یک نفر...
یه جایی...
تمام رویاهاش لبخند توست
احساس میکنه که زندگی واقعا با ارزشه...
پس هر وقت احساس تنهایی کردی
این حقیقت رو به یاد داشته باش که
یه نفر...
یه جایی...
در حال فکر کردن به توست
یادمان باشد...
اگر شاخه گلی را چیدیم
وقت پرپرشدنش سوز ونوایی نکنیم
پر پروانه شکستن، هنر انسان نیست
گرشکستیم زغفلت منو و مایی نکنیم
یادمان باشد
سر جاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم
یادمان باشد
اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بی سر وپایی نکنیم
برچسبها:
به یادتم
[ چهارشنبه چهاردهم دی 1390 ] [ 16:42 ] [ حامد ]
[
]
تنهایی
بگذار سر به سینه من
تا که بشنوی:
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده سر در کمند را
بگذار سر به سینه من تا بگویمت
اندوه چیست ..
عشق کدام است ..
غم کجاست..
برچسبها:
تنهایی
[ شنبه دهم دی 1390 ] [ 21:49 ] [ حامد ]
[
]
دوست دارم
من عشق را در تو
تو را در دل
دل را در موقع تپیدن
وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم
من غم را در سکوت
سکوت را در شب
شب را در بستر
وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم
من بهار را به خاطر شکوفه هایش
زندگی را به خاطر زیبای اش
وزیبایی اش را به خاطر تو دوست دارم
من دنیا را به خاطر خدایش
خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم
برچسبها:
دوست دارم
[ یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ] [ 22:5 ] [ حامد ]
[
]
کاش
کاش می دانستیم زندگی کوتاهست
کاش از ثانیه های زندگی لذت می بردیم
کاش قلبی رو برا شکستن انتخاب نمی کردیم
کاش همه رو دوست داشتیم
کاش معنی صداقت را ما می فهمیدیم
کاش هیچ کودک فقیری دیگر خواب نان تازه وداغ را نمی دید
کاش دل هایمان دریایی می شد
کاش می فهمیدیم زندگی زیباست ولذت می بردیم تا نهایت
کاش میدانستیم که ما نمی دانیم فردا برایمان چه اتفاق می افتد
کاش بهانه ای برای ناراحت کردن دل های زخم خورده نبود
برچسبها:
کاش
[ جمعه یازدهم آذر 1390 ] [ 8:59 ] [ حامد ]
[
]
بهترینم مادر
مادر ای مهر آسمان افروز
گرمیه کلبه ی دل سردم
بي تو در انعقاد تنهايی
ماتمم حسرتم غمم دردم
در طراوت سرای باغ اميد
شاخه های شکسته ی زردم
بي تو تا زنده ام شکسته ترم
دل پر عقده را کجا ببرم
تا در اقليم کاج ها رفتیپايمال خزان غم شده ام
از نم اشک صبح و گريه ی شام
همچو ديوار کهنه خم شده ام
برچسبها:
بهترینم مادر
[ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ] [ 16:5 ] [ حامد ]
[
]
آخر زندگی مرگ
می ترسم از تو مرگ
وقتی که می رسی
از وحشت لحد
شاید ز بی کسی
مرگ از در همچو دزد
از راه می رسد
جان از درون تن
با آه می رسد
می خوانمت تو را
ای زندگی بمان
امید آخری
اینجا تو بی گمان
این شاعرانه ها
دردی دمادم است
برچسبها:
آخر زندگی مرگ
[ دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ] [ 2:4 ] [ حامد ]
[
]